آمحمدتقی حافظی
شادروان آمحمدتقی حافظی فرزند مرحوم آ علی پناه از اولاد آخونکار در تاریخ1285 شمسی مطابق با سال 1315 قمری در گهرو بدنیا آمد و تا آخر عمر ساکن گهرو بود . اغلب نویسندگان وی را اسیوند نوشته اند در صورتیکه مادر ایشان ،اسیوند بود .وی سخنوری نغز گو و شیرین زبان و نغز گفتار و شوخ طبع و دارای فضل و ادب و بین وقلم و در شعر توانا و مجلس آراء بود. تحصیلات قدیمه را نزد ملاهای خانوادگی( خصوصی) فرا گرفت. اشعار زیادی سرود که متأسفانه هنوز به چاپ نرسیده اند . در سال 1366 شمسی در سن 81 سالگی در شهرکرد برحمت ایزدی پیوست. عده ای از ادبا و شعرا نزد وی منزل آقای منصوری خواهرزاده اش رفتند بر ایشان شعر می گفت، صحبت می کرد که ناگاه خاموش شد، پزشک ببالین وی آوردند افاقه نکردو دار فانی را وداع گفت. وی را در گورستان برآفتاب گهرو بخاک سپردند. چون بلا اعقاب بود املاک و باغات زیادی در زوردگان و گهرو بجای گذاشته است. شعری در وصف سید الشهداء سروده است که بنظر می رساند:
نازم آنکـــــس که چو تکوین بشر کامل کرد
ذات بی مثل حسین را به جهان حامل کرد
نازم آن باده سرشــــــار که از صبـــح ازل
تا بشام ابـــد از خویشـــــتنش غـل کرد
نازم آن کشته که با جسم دوصد چاک به تیغ
خنده با صـــورت گلگـــون برخ قاتل کرد
نازم آن سر که پس از ترک تن و دادن جان
حاصل هر دو جهان را به جهان حاصل کرد
نازم آن همت عالی که جهان از سر شـوق
حرف جان از ورق جســــم بِکُل باطل کرد
نازم آن عاشــــق ســــرباز که از سر تا پا
جلوه نور حـــق از جلــوه خود کامل کرد
نازم آن لعــــل لبی را که خزیـــران آزرد
نازم آنکـــــس که چو تکوین بشر کامل کرد
ذات بی مثل حسین را به جهان حامل کرد
نازم آن باده سرشــــــار که از صبـــح ازل
تا بشام ابـــد از خویشـــــتنش غـل کرد
نازم آن کشته که با جسم دوصد چاک به تیغ
خنده با صـــورت گلگـــون برخ قاتل کرد
نازم آن سر که پس از ترک تن و دادن جان
حاصل هر دو جهان را به جهان حاصل کرد
نازم آن همت عالی که جهان از سر شـوق
حرف جان از ورق جســــم بِکُل باطل کرد
نازم آن عاشــــق ســــرباز که از سر تا پا
جلوه نور حـــق از جلــوه خود کامل کرد
نازم آن لعــــل لبی را که خزیـــران آزرد
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت 11:23 توسط خدایار رمضانی
|
خدایار رمضانی